كارون چو گيسوان پريشان دختري
بر شانه هاي لخت زمين تاب مي خورد
خورشيد رفته است و نفس هاي داغ شب
بر سينه هاي پر تپش آب مي خورد
دور از نگاه خيره من ساحل جنوب
افتاد مست عشق در آغوش نور ماه
شب با هزار چشم درخشان و پر زخون
سر مي كشد به بستر عشاق بي گناه
نيزار خفته خامش و يك مرغ ناشناس
هر دم ز عمق تيره آن ضجه مي كشد
مهتاب مي دود كه ببيند در اين ميان
مرغك ميان پنجه وحشت چه مي كشد
بر آبهاي ساحل شط سايه هاي نخل
مي لرزد از نسيم هوسباز نيمه شب
آواي گنگ همهمه قورباغه ها
پيچيده در سكوت پر از راز نيمه شب
در جذبه اي كه حاصل زيبايي شب است
روياي دور دست تو نزديك مي شود
بوي تو موج مي زند آنجا بروي آب
چشم تو مي درخشد و تاريك مي شود
بيچاره دل كه با همه اميد و اشتياق
بشكست و شد به دست تو زندان عشق من
در شط خويش رفتي و رفتي از اين ديار
اي شاخه شكسته ز طوفان عشق من
براي آن عزيزي كه اندوه را درخواست كرده بود. كارون هم سلام مي رساند...آشوب شده دلش از اينهمه سخناهاي نگفته و رازهاي نهان كه در سينه دارد...
راستي اگه من كارون رو نداشتم...آخ كه چه دلي داره ...چه دل بزرگي داره...دل دريايي كه مي گن پيش كارون من كم مياره...به خدا...به خدا...ولي اونم مثل من ديگه خسته شده...خودش گفت...خودش گفت...دعا يادتون رفت؟؟؟ داره خيلي دير ميشه...اين قصر تازه هم كه به اميد دعاي شما ساختم ويرونه شد رو همه ويرونه هام... مي خوام دوباره بلند شم اما اينبار ديگه نميشه...بدجوري ...ديگه خودمم ويرونه شدم...ديگه...ديگه...آه ...تو رو به خدا... به كارون...به هرچي دل دريايي قسم...برام دعا كن.
نمايشگاه آثار دوره هخامنشي با حضور معاون رئيس جمهوري و رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران، وزير امور خارجه انگليس و شماري از مقامهاي دو كشور در موزه بريتانيا در لندن برپا شد.
"اسفنديار رحيم مشائي" در اين مراسم از برگزاركنندگان اين نمايشگاه قدرداني كرد و اين حركت را در آشنايي دو ملت با يكديگر موثر خواند.
وي افزود: اينگونه نمايشگاهها نقشي انكار ناپذير در توسعه ارتباطات انساني بينالمللي، گسترش معنويت و دوستي و صلح در سراسر جهان دارد.
مشائي تصريح كرد: تاريخ گواهي ميدهد كه ملت ايران از جمله معدود ملتهاي جهان است كه پايهگذار تمدن بشري بودهاند.
وي، ميراث تاريخي ايران و زبان فارسي را نشانههاي انتخاب هوشيارانه ملت ايران در مسير تكامل خويش خواند كه اين كمالگرايي با پذيرش اسلام و در ادامه با انقلاب اسلامي استمرار يافته است.
"جكاستراو" وزير خارجه انگليس نيز در اين مراسم ، برگزاري اين نمايشگاه را " نشانهاي از دور جديد ارتباط ميان دو تمدن و دو ملت بزرگ خواند."
دكتر "محمد حسين عادلي" سفير ايران در انگليس از ديگر سخنرانان اين مراسم بود كه بر نقش اين فعاليتها در ترويج روحيه تفاهم و دوستي ميان دو ملت تاكيد كرد.
سفير ايران در لندن ، از برگزاركنندگان اين نمايشگاه قدرداني كرد و خواستار استمرار اين فعاليتها براي افزايش شناخت و آگاهي درباره تاريخ و تمدن ايران زمين شد.
"موزه بريتانيا" با همكاري چند موسسه فرهنگي در مدت پنج ماه برنامههاي متنوعي را درباره ايران باستان برگزار خواهد كرد.
محوراين فعاليتها نمايشگاهي با عنوان "امپراتوري فراموش شده: جهان ايران باستان" است كه روز جمعه بر روي علاقه مندان فرهنگ و تاريخ ايران باز شد.
در نمايشگاه امپراتوري فراموش شده: جهان ايران باستان در موزه بريتانيا مهمترين اشياي مربوط به دوره هخامنشي از موزههاي بريتانيا، "موزه ملي ايران" در تهران و موزه "لوور" پاريس در معرض ديد علاقهمندان قرار داده شده است.
براساس برنامه اعلام شده، اين نمايشگاه به مدت پنج ماه تا هشتم ژانويه سال ۲۰۰۶(دي (۱۳۸۴ادامه خواهد يافت.
دكتر "جان كرتيس" رييس بخش خاور نزديك باستان موزه بريتانيا نيز در مراسم گشايش اين نمايشگاه گفت:
گزينش عنوان امپراتوري فراموش شده براي اين نمايشگاه به معناي فراموش كردن ايران باستان و ميراث آن و اهميت ايران باستان توسط غربيان است.
به گفته كرتيس، جهان و بويژه غرب، تمدن ايران باستان را عمدتا از نگاه مخدوش يونانيان و تاريخ نگاري دشمنان ايران باستان ميشناسند و اكنون زمان آن فرا رسيده كه دنيا اهميت واقعي و چهره حقيقي اين تمدن درخشان و فراموش شده را دريابد و در نگرش سنتي، ناقص و منفي خود به ايران قبل از اسلام بازنگري اساسي صورت دهد.
ديگر برنامههاي مربوط به ايران باستان در لندن در پنج ماه آينده از اين قرارند: برگزاري همايش سه روزه بينالمللي "جهان ايران هخامنشي" در دانشگاه لندن از ۲۹سپتامبر تا اول اكتبر (هفتم تا نهم مهر)، كارگاه يك روزه آموزشي "از ايران باستان تا ايران معاصر: فرهنگ، سياست و دين" در روز ۱۹نوامبر ( ۲۸آبان) در موزه بريتانيا مجموعه شش سخنراني مختلف با موضوع مشترك "فرهنگ و ميراث ايران" در مركز آموزشي موزه بريتانيا از ششم اكتبر (۱۴مهر) تا هشتم دسامبر( ۱۷آذر)، مجموعه برنامه آموزشي مخصوص مدارس و دانشگاهها باعنوان "نخستين امپراتوري جهان: ظهور و سقوط امپراتوري هخامنشي در ايران" از سپتامبر تا دسامبر سال جاري و نمايش دو فيلم و سخنراني با عنوانهاي "دورنماهاي جديدي از تخت جمشيد" به ترتيب در تاريخ ۲۵نوامبر ( ۴آذر) و "بازآفريني تخت جمشيد" در تاريخهاي ۱۶سپتامبر (۲۵شهريور) و اول دسامبر و ( ۱۰آذر) از ديگر برنامههاست.
تصوير: نمايي از اين نمايشگاه
عكس از ايرنا
اي كاش در ايران هم شاهد بر گزاري چنين نمايشگاه هايي بوديم…
و اين منم
زني تنها
در آستانه ي فصلي سرد
در ابتداي درك هستي آلوده ي زمين
و يأس ساده و غمناك آسمان
و ناتواني اين دستهاي سيماني
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
چهار بار نواخت
امروز روز اول ديماه است
من راز فصل ها را ميدانم
و حرف لحظه ها را ميفهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاك ‚ خاك پذيرنده
اشارتيست به آرامش
كوروش كبير
آستياك (ايختو ويگو) بر اساس خوابي كه ديده بود معبرين را به حضور خواست تا خوابش را تعبير كنند. وي خواب را اين چنين بازگو كرد:« در خواب ديدم كه از بدن دخترم ماندانا نهر آبي روان است. كه نه تنها پايتخت بلكه سراسر آسيا را فراگرفت». تعبير خواب چنين كردند كه از دخترت پسري زاده خواهد شد. كه نه تنها ملك تو بلكه سراسر آسيا را خواهد گرفت. وحشتي كه در پي تعبير خواب آستياك را فرا گرفت سبب شد كه دخترش ماندانا را به همسري هيچ يك از بزرگان ماد در نياورد. پس او را به كمبوجيه شاه شهر آنشان داد كه نواده هخامنش پسر كوروش اول و يك ايراني اصيل با خويي ملايم بود. ماندانا پس از پايان مراسم عروسي به كشور كمبوجيه عزيمت كرد. چندي نگذشت كه رعب و وحشت دوباره آستياك را در برگرفت. زيرا براي دومين بار خواب وي تكرار شد. اين بار در خواب ديد كه از شكم ماندانا تاكي روييده، برومند شده و سراسر آسيا را فرا گرفته است.